Home / مطالب / کاربردی / .::(بیماری درختان گردو)::.

.::(بیماری درختان گردو)::.

بیماری های گردو

آنتراکنوز۱ 

یکی از مهم ترین بیماری های برگـی گـردو در کـشور انتراکنـوز مـی باشـد (شـکل ۷) کـه فـرم جنـسی قـارچ Marssonina juglandis (Lib.) Magn. ، عامل آن می باشد. آنتراکنـوز گـردوی ایرانـی اولـین بـار در سـال  ۱۸۱۵ از اروپا گزارش شد.  این بیماری تقریباً در تمام مناطق رشد و پرورش گردو گسترده شده است  ، اما خـسارت بیماری در نواحی حوزه مدیترانه بیشتر است به گونه ای که در کشورهای حوزه مدیترانـه، آنتراکنـوز از مهـم تـرین بیماری های باغ های گردو محسوب می گردد. در سال ۱۹۹۳، در میان عوامل قارچی مسئول خـشکیدگی سرشـاخه های گردوی جوان در مناطق جنوبی ایتالیا، بیماری زایی شدید G. Leptostyla برروی نهال های ۳-۹ ساله گردو به اثبات رسید. این قارچ درسایرمناطق گردوکاری از جمله درکشورهای ترکیه ولهستان نیز به عنـوان مهـم تـرین و عمومی ترین بیماری گردو شناخته و معرفی شده است. گونه های مختلـف جـنس  Juglans، درجـات مختلفـی ازحساسیت به آنتراکنوز را نشان می دهند. نتایج تحقیق بلیساریو در سال۷۹۹۱ در ایتالیا نشان می دهد که خسارتقارچ عامل آنتراکنوز در نهالستان های گردو ناچیز اسـت و تنهـا بـاغ هـای گـردوی J. regia و J. nigra متحمـل خسارت می شوند. اما اهمیت اقتصادی بیماری عمدتاً به خاطر خسارت ایجاد شده بر روی گردوی سیاه ( J. nigra ) می باشد . در بررسی اپیدمیولوژی عامل بیماری در گردوی سیاه ، علاوه بر برگ های ریخته شـده بـر روی زمـین،منابع دیگری نیز به عنوان ایناکولوم اولیه قارچ معرفی شده اند. زخم های ایجاد شده در سرتاسر کانوپی درختـان ازجمله منابع ذخیره پروپاگول های قارچ می باشند. اما موقعیت برگ در تاج درخـت، از نظـر رشـد بیمـاری اهمیتـی ندارد. دوره تاخیر بیماری ۲ هفته گزارش شده است. حرارت کم، بارندگی زیاد و رطوبت نسبی بالای ۶۵% در مراحل اولیه آلودگی از عوامل عمده اشاعه بیماری محسوب می شوند. 

در ایران نیز این بیماری از مهم ترین بیماری های برگی گردو در اکثر مناطق گردو کاری کشور می باشد. اولـین بار در سال ۱۳۳۱، وسپس در سال های ۱۳۴۲ و ۱۳۴۴ بیماری از منـاطق مختلـف ایـران گـزارش شـد. در سـال۱۳۶۷ نیز بیماری در گردوکاری های خراسان گزارش         شـد. بیمـاری در اسـتان هـای گلـستان، گـیلان، مازنـدران،اردبیل، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، کردستان، لرستان، کرمانشاه، اصفهان، تهران، قزوین و خراسان در بـیش از ۸۰ منطقه گردو کاری کشور وجود دارد. 

شکل ۷ – علائم بیماری انتراکنوز که به صورت لکه های برگی ظاهر می شود.

مقاومت گیاه میزبان از جمله ابزارهای مهم و موثر برای کنترل بیماری های گیاهی محسوب می شـود. بـه عـلاوهیکی از اهداف مهم در اغلب برنامه های اصلاحی درختان میوه نیز ارزیابی مقاومت ارقام، ژنوتیپ ها و یا پایـه هـا دربرابر بیماری می باشد. با توجه به نگرانی های ناشی از کاربرد سموم شیمیایی و نیز اثر بخشی اندک سایر روش های کنترل و مبارزه و هم چنین با عنایت به حساسیت گردوی ایرانـیJ. regia  ؛ اسـتراتژی منطقـی جهـت مبـارزه بـابیماری لکه سیاه گردو دستیابی به ارقام مقاوم می باشد. هم چنین باید اشاره نمود که ارقام مختلـف گـردو از نظـرصفت مقاومت به بیماری لکه سیاه از وراثت پذیری بسیار بالایی برخوردار می باشند. این موضوع نشان می دهد کـهامکان بهبود ژنتیکی ارقام گردو از نظر مقاومت به این بیماری مخرب وجود دارد. 

در تحقیقات ی پیرامون یافتن ارقام و ژنوتیپ های مقاوم به بیماری آنتراکنوز، دامنه وسیعی از حـساسیت در ارقـاممختلف شناسایی  ش ده است . مطالعات نشان داد ه است  که اگر چه ژنوتیپ هـای گـردوی سـیاه از نظـر مقاومـت بـهبیماری لکه سیاه مقاوم معرفی شده اند، اما در موقعیت های بسیار مناسب برای گـسترش بیمـاری، ایـن ارقـام نیـزدرصدی از آلودگی را نشان می دهند.

تحقیقات انجام شده در راستای بررسی میزان مقاومت ارقام و ژنوتیپ های گردو به بیماری آنتراکنـوز در ایـران ودر شرایط گلخانه ای بسیار اندک است. ارزیابی مقاومت نسبی ژنوتیپ های گردو به بیماری لکه سیاه در کلکـسیونگردوی کهریز ارومیه نشان داد کـه ژنوتیـپ ۲۱B  حـساس تـرین  و ژنوتیـپ هـای ۴OR و۱۹T از مقاومـت بـالاییبرخوردار هستند.  در یک بررسی مقدماتی در سال های ۸۰ – ۷۶ ، مقاومت نسبی توده هـای محلـی گـردو بـه لکـهسیاه در منطقه قزوین ارزیابی شد. در این تحقیق توده الموت به عنوان توده مقاوم گزارش شده است.  

علاوه بر یافتن ارقام مقاوم به این بیماری ، رعایت بهداشت عمومی باغ و جمع آوری برگ هـای ریختـه شـده درپائیز و طول فصل رشد و سوزاند آنها ، در مقابله با این بیماری بسیار موثر می باشد. در شرایط حاد نیز مـی تـوان ازطریق سم پاشی با سموم زینب (با غلظت ۲-۱ در هزار)، اکسی کلرور مس (با غلظت ۵-۳ در هزار) و محلول بـرودو(باغلظت ۱-۵/۰ درصد ) بر این بیماری غلبه کرد. سم پاشی در دو نوبت انجام می شود. بار اول  سم پاشـی زمـستانهپس از ریزش برگ ها و با دوم سم پاشی بهاره پس از ریزش گلبرگ ها انجام گیرد.  

پوسیدگی ریشه و طوقه

پوسیدگی طوقه و ریشه ناشی از قارچ فیتوفترا ، از مهم ترین بیماری های خـاکزاد درختـان گـردو  در بـاغ هـای تجاری و نهالستان های کالیفرنیا، ایتالیا، فرانسه و دیگر مناطق مهم کشت و پرورش گردو در دنیا می باشـد. اولـینگزارش از پوسیدگی فیتوفترائی طوقه در درختان گردو، در سال ۱۹۱۲ از یـک نهالـستان گـردوی سـیاه در جنـوبکالیفرنیا بوده است . بیماری پوسیدگی طوقه تا سال ۱۹۲۱ در چندین منطقه مختلـف پـرورش گـردو در کالیفرنیـاادامه یافت و گزارشات متعددی از بیماری ارائه شد. در سال ۱۹۳۱، دو گونه مختلـف از ایـن قـارچ بـا نـام هـای P.

 citrophthora و P. cactorum از درختان گردو جداسازی و شناسایی شدند. در دهـه ۱۹۵۰، شـدت بیمـاریافـزایش یافتـه و گـسترش زوال و مـرگ درختـان گـردو در منـاطق مختلـف گـردو کـاری دنیـا گـزارش شـد.  P.

 cambivora اولین بار به عنوان عامل پوسیدگی یقه و ریشه گردو معرفی گردید. متعاقبا پوسیدگی طوقه و ریـشهگردو به وسیله قارچ P. cinnamomi گزارش شد. هر چند P. cinnamomi اولین مهاجم گـردو شـناخته شـدهاست؛ اما دیگر گونه های فیتوفترا نیز به عنوان عوامل و فاکتور های کمکی در ایجاد زوال گردو اهمیـت دارنـد. ایـنگونه ها توسعه ریشه را تحت تاثیر قرار داده و سبب افزایش ناتوانی و ضعف میزبان در برابر تنش های محیطـی مـیشوند. امروزه گونه های مختلف فیتوفترا مرتبط با بیماری پوسیدگی طوقـه و ریـشه از درختـان گـردو جداسـازی و گزارش شده اند. در سرتاسر جهان حد اقل ۱۱ گونه فیتوفترا سبب زوال و مرگ درختان گردو می شوند. 

در سال ۲۰۰۵ بیماریزائی پنج گونه فیتوفترا با انجام آزمایشات گلخانه ای مورد ارزیابی قرار گرفت. این آزمایشاتP. cinnamomi را به عنوان مهاجم ترین گونه، که سبب بـروز پوسـیدگی شـدید ریـشه و مـرگ و میـر ناگهـانیدرختان می گردد، معرفی نمود. در این مطالعه سایر گونه های فیتوفترا دو ماه پس از مایه زنی ، علائمی را بـر رویطوقه ایجاد نکردند. برخی از استرین هایP. cambivora  و P. cactorum نیز فقط بر روی ریـشه هـای اصـلیخسارت زدند. 

بیماری پوسیدگی طوقه و ریشه درختان گردو، مخصوصاً در مناطقی که خاک زهکشی مناسبی ندارد، سبب مرگدرختان کاملاً بزرگ میشود. ریشه کنی گونه های فیتوفترا از خاک آلوده مشکل و در برخـی از مـوارد تقریبـا غیـرممکن می باشد. هم چنین  در بسیاری از موارد حذف پاتوژن از خاک های سـنگین موفقیـت آمیـز نیـست. کـاربردسموم شیمیایی ضمن بالا بردن هزینه های تولید، مشکلات اکولوژیکی خاصـی نیـز در بـر دارد. از ایـن رو بـه نظـرمیرسد اصلاح مقاومت پایه، یک استراتژی منطقی و یک راهکار اجرائی مناسب برای مدیریت، کنتـرل و پیـشگیریاز شیوع بیماری باشد. 

در مورد مقاومت پایه های گردو به فیتوفترا، کارهای تحقیقـاتی در دو جهـت در حـال انجـام اسـت . از یـک سـو ارزیابی نتاج گردوی سیاه کالیفرنیا و پارادوکس از نظر مقاومت به فیتوفترا مورد مطالعه قرار گرفته و  به تدریج نتـاجمقاوم به عنوان والد انتخاب یا به صورت پایه معرفی می شوند. از سوی دیگر تولید پایه هـای مقـاوم بـه فیتـوفترا ومتحمل به ویروس پیچیدگی برگ گیلاس در دست اجرا می باشد. در این جهت نتاج حاصـل از تلاقـی هـای انجـامشده بین گردوی ایرانی و گردوی سیاه کالیفرنیا مورد ارزیابی قرار گرفته و برخی از ژنوتیپ های انتخاب شده در فازتکثیر می باشند. 

در ارزیابی میزان مقاومت کلون هائی از پایه های هیبرید پارادکس به قـارچP. citricola ، میـانگین پوسـیدگیطوقه در کلون های حساس ۹۰-۵۲% و در کلون های متحمل ۴۳-۲۰% اندازه گیری شد. محققین در مطالعات خودبیان نمودند که کلون هائی با تحمل نسبی در برابر قارچ P. citricola ، پتانسیل لازم برای استفاده به عنـوان پایـهدر باغ های آلوده گردو را دارند. 

بررسی عکس العمل گونه های وینا، چندلر، پایه های هیبرید پارادکس و سیاه شمال کالیفرنیـا بـهP. citricola  بیانگر آنست که در مناطق آلوده به گونه مذکور، گونه های چنـدلر، وینـا و پایـه گـردوی سـیاه شـمال کالیفرنیـا ازحساسیت بسیار بالائی برخوردارند در حالی که پارادکس تحمل نسبی دارد. میانگین درصد طول پوسیدگی طوقه درگونه های فوق به ترتیب ۸۲، ۵۹ و ۸۹ و در پارادکس ۳۰ درصد اندازه گیری شده است. درصد حلقه برداری طوقـهنیز به ترتیب ۸۳، ۶۳ و ۲۴ بود. 

بر طبق مطالعات انجام شده در سال های متوالی و در مناطق مختلف کشت و پرورش گردو، پایـه هـای گـردویسیاه(nigra, hindsii, california) بسیار حساس، پایه گردوی ایرانی متحمل و اکثر هیبریدهای پارادکس مقاوم به P. citricola گزارش شده اند. 

 گونه  J. regia تنها گونه گردو است که در مناطق مختلف ایران کاشت شده است. در سـال هـای اخیـر سـطحبارده و غیر بارده گردو در کشورمان به طور گسترده ای در حال افزایش است. این گیاهان عمدتا با بذر تکثیـر شـدهاند. علیرغم حضور فیتوفترا در محصولات مختلف، گزارشات مستند اندکی از فیتوفترای گردو وجود دارد، اما در سالهای اخیر سر خشکیدگی درختان گردو به عنوان یک مشکل عمده در اغلب مناطق تولیـد گـردو در ایـران گـزارششده است . این بیماری در استان های جنوبی ایـران شـامل فـارس، کرمـان و کهکیلویـه و بـویر احمـد وجـود دارد.

باغداران و گردوکـاران محلـی بـه دلیـل خـروج شـیره سـیاه رنـگ از محـل طوقـه درختـان بیمـار، بیمـاری را آبسیاه(Black Water) نام گذاری کرده اند.  

در ایران  P. cactorum از خاک اطراف طوقه باغ های آلوده گردو در سپیدان استان فارس و نیز از یکی از بـاغهای اصفهان جداسازی شده است. گونه P. citrophthora و P. citricola نیز از منطقـه ای در شـیراز گـزارششده است. مطالعات بیشتر نشان داده است کـه گونـه هـایP. citrophthora  و P. cactorum در گردوکـاریهای استان کرمان سبب بروز خسارت می شوند.  

متاسفانه در ایران تا کنون تلاش های جدی در خصوص ارزیابی مقاومت ارقام محلی گـردو بـه ایـن قـارچ انجـامنگرفته است . استفاده ازپایه های مقاوم در برابر پوسیدگی به عنوان راه حـل مناسـب و کـاربردی در مبـارزه بـا ایـن بیماری ها می باشد.  

برای مقابله با این بیماری در مناطق آلوده علاوه بر اصلاح و انتخاب ارقام و پایه های مقاوم باید اقدامات زیر انجام گیرد. 

  • اجتناب از آبیاری غرقابی و عدم تماس آب آبیاری با طوقه درخت
  • جدا کردن خاک اطراف طوقه و حذف قسمت های آلوده دور طوقه و یقه درخت تا بافت سالم (شکل ۸)

                                                                              

شکل ۸ – جدا کردن خاک اطراف طوقه و حذف قسمت های آلوده به بیماری فیتوفترا

پانسمان محل زخم با سموم توصیه شده (محلول بردو با غلظت ۸ درصد (شکل ۹) و اکسی کلرورمس با غلظت ۵ در هزار)

شکل ۹ – نحوه پانسمان قسمت آلوده به فیتوفترا با محلول

بردو  بیماری بلایت گردو 

بیماری بلایت گردو که از آن تحت عنوان پوسیدگی مغز گردو نیز نام برده می شود، یکی از جدی تـرین بیمـاریهای برگ و میوه گردو است که عموماً در مناطقی با بهارهای پرباران، شدیداً خسارتزا می باشد. عامل بیمـاری یـکبـاکتری گـرم منفـی بنـامXanthomonas arboricola pv. juglandis  مـی  باشـد .  بـاکتری فـوق فقـط در جنس Juglans بیماری زا بوده و در دیگر جنس های گیاهی بیماری زا نیست. این بیماری نخـستین بـار در سـال۱۸۸۸ گزارش گردید.  در سال ۱۹۰۶ عامل بیماری جداسازی و آنرا Bacterium juglandis نامیدنـد و در سـال۱۹۳۹ آنرا بر اساس خصوصیات بیماری زایی، Xanthomonas juglandis نامیدند. براساس نظـر کمیتـه طبقـهبندی باکتری های بیماری زای گیاهی (۱۹۸۰)  بـاکتری بـهXanthomonas campestris pv. juglandis  و براساس نتایج بررسی همولوژی DNA در سال ۱۹۹۵ به Xanthomonas arboricola pv. juglandis تغییـرنام پیدا کرد در ایران، اولین گزارش مربوط به سال ۱۳۲۶ است که در مناطق آمل، بابـل و رشـت بیمـاری مـشاهدهشد. در سال ۱۳۵۶ باکتری از تاکستان قزوین جدا و تـشخیص داده شـد.  سـپس  در سـال ۱۳۸۳ شـیوع بلایـت ازمناطقی از استان های همدان، تهران، مرکزی، اردبیل، گیلان، مازندران و گلستان گزارش گردید.  با توجه به سـابقهکشت و کار گردو در فرانسه و صادرات نهال و پیوندک گردو از این کشور به بسیاری از مناطق جهان، ظـاهراٌ منـشاءبیماری کشور فرانسه بوده است.  بیماری تا کنون از کشور های فرانسه، شیلی، بریتانیا، هلند، ایتالیا، رومانی، روسیه،آفریقای جنوبی، سوئیس، ایالت متحده، کانادا، مکزیک، استرالیا و زلاندنو، هند و ایران گزارش شده است.  

بلایت باکتریایی از مهم ترین بیماری های گردو در مناطق کاشت گردو در جهان می باشد.  عامل این بیماری بـهتمـام گونـه هـای جـنسJuglans   شـامل گـردوی ایرانـی(J. regia L.) ، سـیاه(J. nigra L.) ، آمریکـایی J.

california Wat.) ) ژاپنی (J. ailantifolia Wat.)  و روغنـی(J. cinerea L.)  حملـه مـی کنـد. بعـضی ازمحققین عقیده دارند که خسارت بلایت از مجموع خسارات دیگر بیماری هـای گـردو بیـشتر اسـت. اکثـر خـسارتاقتصادی بیماری بلایت بدلیل حمله باکتری به میوه است که اگر کنترل نشود در بهارهای گرم و مرطوب می توانـدتا بیش از ۵۰ درصد خسارت وارد نماید. میزان خسارت بیماری در شمال کالیفرنیـا در سـال هـای بـا  بـاران هـایسنگین تا ۶۰ درصد و در نیوزلند ۴۰ درصد برآورد گردیده است.  در موارد شدید، در صورت عدم کنترل شـیمیاییتا ۸۰% خسارت وارد میگردد و در شرایط مناسب خسارت آنقدر شدید است که حتی یک گـردوی سـالم مـشاهدهنمی شود .  لذا حداقل ۱۰%  خسارت به میوه در سال اجتناب ناپذیر به نظـر میرسـد و ایـن میـزان بـدون احتـسابخسارت ناشی از ریزش اولیه میوه نارس که غیر قابل اندازه گیری و محاسبه می باشد، برآورد می گردد.  

علائم بیماری 

کلیه بافت های سبز و تازه روئیده به بیماری حساس می باشند. خصوصیت کلی بیماری ایجـاد لکـه هـای سـیاهنکروزه برروی میوه، برگ و شاخه های سبز بوده و گل های نر و ماده را نیز آلوده می نماید.   

برگ:

باکتری به کلیه بافت های برگ اعم از رگبرگ های اصلی و فرعی، پارانـشیم و دمبـرگ حملـه مـی کنـد. علائـمبیماری در پارانشیم بصورت لکه های قهوه ای تا سیاه چند میلی متری که با هاله زرد-سبز احاطه شده (شـکل ۱۰) و سپس نکروزه، قهوه ای و خشک می شوند، بروز می نماید. در مواردی بیماری به حاشیه برگ هـای جـوان حملـهکرده و موجب بد شکلی برگ های در حال رشد می گردد (شکل ۱۱). هم چنین خطوط سیاه رنگی در رگبرگ هـاایجاد می شوند. در صورت صدمه شدید بافتی، برگ می افتد اما اغلب روی درخت باقی مانده و منبع آلـودگی هـایجدید می گردد.

شکل ۱۰ – لکه برگی زاویه ای احاطه شده با هاله زرد رنگ

 

شکل ۱۱ – بد شکلی برگ جوان

گل نر (شاتون): 

 در شاتون ها نیز باکتری از بساکی به بساک دیگر منتقل شده و موجب سیاهی (شکل ۱۲)، چروکیدگی و ریزش آن ها می گردد.  سپس با آلوده ساختن محور گل آذین، کل شاتون از بین می رود. دانه های گرده تولیـد شـده درشاتون آلوده، آلوده بوده و عامل انتشار بیماری به گل ماده و میوه می باشند.

 شکل ۱۲-  علائم اولیه آلودگی در شاتون

  (Twig) شاخه:

 شاخه جوان، سبز، آبدار و ترد به بیماری بسیار حساس است اما بافت های چـوبی سـال هـای قبـل مقـاوم مـیباشند. در شاخه های حساس، زخم های نکروزه سیاه با طول تا چند سانتی متر می تواند در هر جـایی ایجـاد شـود(شکل ۱۳).  این لکه ها ممکن است سطحی باشند یا با نفوذ به مغز ساقه ایجاد شانکر نمایند. شانکرهای کمربنـدیموجب مرگ شاخه بالا دست خود می شوند. در موارد معدودی، آلودگی از انتهای شاخه شروع می شود و بـا حملـهمحدود سیستمیک، بتدریج به سمت پایین گسترش  یافته و چند سانتی متر از انتهای شاخه را از بین می بـرد.  در شرایط آب و هوایی مرطوب، لکه ها تولید قطرات اوز که غیر قابل مشاهده با چشم غیر مسلح هستند، می کنـد کـهیکی از منابع مایه تلقیح بشمار می آیند.  

و میوه: (Pistillate flower گل ماده (

 میوه از مرحله گل تا مرحله بلوغ کامل به بیماری حساس است اما شدت این حساسیت با پیشرفت فصل کـاهشمی یابد .  شدت و میزان خسارت روی میوه بستگی به زمان حمله دارد. حمله در ابتدای فصل منجر به چروکیـدگیو ریزش گل ماده و آلودگی گلگاه میگردد.  آلودگی گلگاه باعث ریزش شدید میوه های کوچک مـی گـردد بطـوریکه در سال هایی که آلودگی شدید است، زمین پوشیده از میوه های نارس می شود. ظاهراٌ ریزش میوه هـای نـارسآلوده نوعی مکانیسم دفاعی جهت کاهش مایه تلقیح است و تمایل ارقام در رد بافت آلـوده متفـاوت اسـت کـه ایـنمسئله  باید در برنامه های اصلاح مد نظر قرار گیرد. در صورت عدم ریزش، در پوست سبز میوه هـای نـارس آلـوده،لکه های تیره آب سوخته تشکیل می شود (شکل ۱۴). لکه هایی که در اثر آلودگی گلگاه ایجاد مـی شـوند معمـولاانتهایی می باشند.  سطح کلاله از ماده ای چسبناک پوشیده شده که موجب نگهداری دانه گرده و باکتری می شود. 

باکتری سپس از کلاله به خامه سرایت و موجب آلودگی گلگاه می گردد که نتیجه آن تشکیل لکه هـای انتهـایی درمیوه می باشد.  اکثر آلودگی های اول فصل بصورت لکه های انتهایی نمایان می شوند اما آلودگی های آخر فصل کهپس از خاتمه گرده افشانی رخ دهند، موجب تشکیل لکه های جانبی در سطح میوه می گردد (شـکل ۱۵).  بعـضیلکه ها کوچک بوده و در سراسر سطح میوه گسترده اند و بعضی دیگر بهم متصل شده و نواحی فرو رفته سیاه رنگیدر پوست سبز میوه (Husk)  ایجاد می کنند (شکل ۱۶).  میـوه هـایی کـه قبـل از سـفت شـدن پوسـت چـوبی (Shell)آلوده شوند، دارای مغز (Kernel) چروکیده، سیاه (شکل ۱۷) یا پوک (شکل ۱۸) شده، معمـولا مبـتلا بـهکرم (Navel Orangeworm) شده و غیر قابل استفاده می شوند.  اما اگر میوه پس از سفت شـدن چـوب آلـودهشود، فقط رنگ مغز تغییر می کند و صدمه جدی نمی بیند. میوه هایی که پس از سفت شدن پوست چـوبی آلـودهشوند، معمولا دچار ریزش نمی شوند. بیشترین خسارت وارد به میوه در اثر آلـودگی هـایی اسـت کـه در مـاه هـایمرطوب اوایل بهار صورت می گیرند و پس از توقف بارندگی، پیشروی بیماری کند می گردد و لذا میوه هایی کـه درانتهای بهار آلوده می شوند، معمولا علائم را تا اواسط تابستان نشان نمی دهند.  امـا ایـن بـدین معنـی نیـست کـهآلودگی می تواند در غیاب رطوبت نیز ایجاد شود. 

کرم سیب و آفتاب سوختگی نیز همانند بلایت، موجب سیاه شدگی پوست سبز میوه می شوند اما وجود فضولاتحاصل از تغذیه لارو کرم سیب و محدود بودن ناحیه سیاه آفتاب سوخته به سمت تابش خورشید موجـب تـشخیصاین دو عارضه از بلایت می گردد.

باران راه اصلی انتشار بیماری است و لذا بیماری در بهارهای پرباران شدید تر است. سایر اشکال رطوبت مانند مه،شبنم و آبیاری بارانی نیز به انتشار بیماری کمک می کنند.  در مجموع، شدت بیماری رابطـه مـستقیم بـا جمعیـتباکتری در شاتون ها و جوانه های خواب و میزان آب آزاد (Free water) دارد و باکتری فقط زمانی قادر به ایجـادبیماری است که بتواند در آب حرکت نماید.  علاوه بر رطوبت و گرده آلوده، حشرات نیز در گسترش بیمـاری نقـشدارند. لارو سن یک کرم پروانه سیب (Codling moth)  می تواند باکتری را به ناحیه گلگاه میـوه تلقـیح کنـد یـاسوراخ هایی که هنگام تخم گذاری توسط مگس میوه (Husk fly) ایجاد می شود می تواند راه ورود باکتری باشـد . 

بعضی بند پایان قادراند باکتری را بر روی پاها و قطعات رانی خود حمل و به بافـت هـای سـالم حـساس برسـانند وبعضی دیگر از طریق نیش آلوده موجب آلودگی گیاه می شوند.   

کنترل بیماری بلایت گردو عمدتاٌ مبتنی بر کاربرد سموم شیمیایی بوده و عملیات مناسب زراعی، رعایت مـوازینبهداشتی و کاشت ارقام مقاوم نیز در کنترل بیماری کمک می کند. 

کاشت ارقام مقاوم: 

یکی از مهم ترین راه های کنترل بیماری، کاشت ارقام و ژنوتیپ های مقاوم یا متحمل می باشد. تحقیقات صورت گرفته در بسیاری کشورها بخصوص کشورهای اروپایی نشان دهنده تفاوت میزان حساسیت ارقـام بـه ایـن بیمـاریاست. بر اساس بررسی های انجام شده ارقام تجـاریPedro, Ashley, Payne, Chico, Vina, Kelvin  بـسیار

ح ساس، ارق ام  Franquette, Eureka, Concord, Wybalaena و Marbot ن سبتا مق اوم و ارق امی چون Beck, Hansen, Spurgen, Tehama, Trinta و How  مقاوم هستند.  هم چنـین بعـضی گونـه هـایهیبرید مانند J. hindsii L.  از مقاومت بالایی برخوردارند .  با توجـه بـه اهمیـت بـاران بهـاره در انتقـال بیمـاری،مشخص گردیده است که ارقام و ژنوتیپ های دیر برگ ده به واسطه فرار از بیماری، نـسبت بـه ارقـام زود بـرگ دهارجحیت دارند و اصولاً یکی از ملاک های انتخاب ارقام مناسب، زمان برگ دهی آن ها می باشد. مـثلاChandler  که دیر برگ ده است، نسبت بهPayne, Sunland, Vina و Ashley که زود برگ ده تر هستند، نیازمند مراقبـتکمتری می باشد.    کنترل شیمیایی 

کنترل شیمیایی بیماری به دلیل این که باکتری خود را در درون جوانه ها و شاتون از دسترسی سموم حفظ مـیکند بسیار دشوار است.  جمعیت باکتری در ۹۰% جوانه های آلوده بالغ بر ۱۰۵ – ۱۰۴ باکتری تخمین زده می شودکه توسط سموم غیر سیتمیک قابل دسترسی نبوده و باکتری کش سیستمیک نیز برای کنتـرل آن شـناخته نـشدهاست. با توجه به این که منبع آلودگی اولیه برگ های روئیده از جوانه های آلوده و شاتون های آلوده هستند، هـدفاصلی سم پاشی برگ های تازه رسته و شاتون ها است، بنابراین ضروری است که سم کلیه بافت های سبز، جـوان وتازه روئیده را بطور کامل پوشش دهد.   

کنترل شیمیایی بیماری بلایت توسط محلول پاشی سموم مسی صورت می گیرد. تعداد محلول پاشـی بـسته بـهفراوانی، مدت و شدت باران بهاره، زمان برگ دهی و تاریخچه بیماری در باغ متفـاوت اسـت امـا مهـم تـرین عامـل،میزان بارندگی بهاره است و لذا تصمیم گیری در این ارتباط سالیانه صورت می گیرد.  به طور کلـی در منـاطق کـمباران ۱ الی ۳، پرباران ۳ الی ۶ و مناطق مستعد بیماری تا ۱۰ محلول پاشی در یک فصل رویشی لازم است. در حالحاضر سم پاشی بر اساس دو برنامه انجام می شود: برنامه استاندارد، متداول در اروپای غربی و برنامه تقلیل یافته کهدر آمریکا متداول می باشد.  برنامه استاندارد شامل ۷ محلول پاشی از مرحله تورم جوانه انتهـایی تـا برداشـت میـوهاست. بر اساس این برنامه، نوبت های اول الی سوم سم پاشی که از بالاترین اهمیت برخوردارند، به ترتیب در مراحلتورم جوانه، تمام شکوفه و ظهور میوه صورت گرفته و سپس بر اساس میزان بارندگی، نوبت های چهارم تا هفـتم بـافواصل ۷ الی ۱۴ روز انجام می شوند.  در روش تقلیل یافته چهار نوبت آخر محلول پاشی انجام نمی شوند. 

در عین حال نتیجه آخرین بررسی ها نشان میدهد با توجه به این که منبـع اصـلی آلـودگی اولیـه ، بـرگ هـایروئیده از جوانه های آلوده می باشد، مناسب ترین زمان نوبت اول سم پاشی مرحله رویـشیPrayer ا سـت،  یعنـیزمانی که ۳۰ الی ۴۰ درصد جوانه های برگ شکفته انـد (معمـولا ۷ روز پـس از تـورم جوانـه انتهـایی) مـی باشـد.

مطالعات نشان داده باکتری در فلس های بیرونی جوانه های برگ استقرار دارد و فلس های داخلـی سـالم انـد.  لـذاضروری است محلول پاشی اول قبل از مهاجرت باکتری از فلس های بیرونی به درونی تر یا انتشار آن به سایر بخشهای گیاه انجام شود.  سم پاشی نوبت دوم ۷-۵ روز پس از نوبت اول و به منظور کنتـرل بـاکتری در مـابقی جوانـههای برگ در حال شکفتن انجام می شود.  نوبت های اول و دوم سم پاشی بسیار حیاتی بوده و نباید به دلیل خطـرگیاه سوزی سموم مسی بخصوص بردو، به تعویق افتند.  نوبت سوم محلول پاشی در زمان شروع شکفتن گـل هـایماده (حدود پانزده روز تا یکماه بعد از نوبت اول) صورت می گیرد.  این نوبت قبل از باز شدن کلالـه حـداکثر در ۱% از گل ها انجام می شود و اگر تا زمان گل دهی به تعویق افتد، به دلیل اثر سمی مس بر روی دانه گرده، دانـه گـردهبر روی کلاله پوشیده از مس رشد نکرده و میوه تشکیل نشده و یا میوه های جوان دچار ریزش شـدید مـی گردنـد. 

نوبت چهارم محلول پاشی در ابتدای مرحله تشکیل میوه (۱۵ روز بعد) و قبل از این که میوه به اندازه نخـود برسـد،صورت می  گیرد . در صورت نیاز، نوبت های پنجم تا هفتم محلول پاشی با فواصل ۳۰-۲۰ روز پس از تـشکیل میـوهصورت می گیرند.

                        

درخت گردوی ۱۳۰۰ ساله در سمنان

310825_325

۶ comments

  1. Salam
    Derakhte gerdom dare az tajesh khoshk mishe miyad ro be paeen
    Chikarbayad bokonam
    Ba tashakor
    Ali tajik
    ۰۹۱۲۶۳۴۴۰۴۴

  2. مطالب بسیار ارزنده وعالی بود

  3. سلام میتونید راهنمایی کنید این درختی که کاشتی به همچین وضعی دچار شده نمیدونم شاید به طوقه درخت آب خورده نمیدونم خلاصه ممنون میشم راهنماییم کنید باید چکار کنم؟
    http://up.eltconferenceili.ir/view/823636/DSC00819.JPG.jpg
    http://up.eltconferenceili.ir/view/823568/DSC00818.JPG.jpg

  4. آقای تاجیک به نظرم درختتون بیماری ویروسی گرفته باشه

  5. باسلام وحترام
    لطفا این جانب تعداد۲۰۰اصله درخت گردو دارم چندسالی تعدادزیادی ازدرختان مغزشان موقع برداشت سیاه میشوندوهم چنین چکارکنیم محصولات بیشتربرداشت کنیو

  6. درخت گردو ۱۵ ساله اطراف قزوین دارم آبیاری از نوع غرقابی ریزش میوه داره فقط کود حیوانی گاوی پوسیده دادم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *